Only Breath


Not Christian or Jew or Muslim, not Hindu

Buddhist, sufi, or zen. Not any religion

or cultural system. I am not from the East

or the West, not out of the ocean or up

from the ground, not natural or ethereal, not

composed of elements at all. I do not exist,

am not an entity in this world or in the next,

did not descend from Adam and Eve or any

origin story. My place is placeless, a trace

of the traceless. Neither body or soul.

I belong to the beloved, have seen the two

worlds as one and that one call to and know,

first, last, outer, inner, only that

breath breathing human being.

Advertisements

حقوق بشر


HUMANITY (2)

حقوق بشر اساسی‌ترین و ابتدایی‌ترین حقوقی است که هر فرد به طور ذاتی، فطری و به صرف انسان بودن از آن بهره‌مند می‌شود. این تعریف ساده عواقب و بازتاب اجتماعی و سیاسی مهمی را برای مردم و حکومت‌ها به دنبال دارد. مطابق اعلامیه جهانی حقوق بشر و سایر اسناد بین‌المللی این حقوق ویژگی‌هایی همچون جهان شمول بودن، سلب ناشدنی، انتقال ناپذیری، تفکیک ناپذیری، عدم تبعیض و برابری طلبی، به هم پیوستگی و در هم تنیدگی را دارا است. از این رو به تمامی افرد در هر جایی از جهان تعلق دارد و هیچ‌کس را نمی‌توان به صرف منطقه جغرافیایی که در آن زیست می‌کند، از حقوق بشر محروم کرد ضمن اینکه همهٔ افراد فارغ از عواملی چون نژاد، ملیت، جنسیت و غیره در برخورداری از این حقوق با هم برابر و یکسانند و در این خصوص کسی را بر دیگری برتری نیست. این حقوق شامل حقوق طبیعی یا حقوق قانونی که در قوانین ملی و بین‌المللی موجودند می‌شود. دکترین و فعالین حقوق بشر، در فعالیت‌های بین‌المللی خود در زمینه حقوق بین‌الملل، نهادهای جهانی و منطقه‌ای، سیاست‌های دولتی و در فعالیت‌های سازمان‌های غیردولتی، اساس و شالودهٔ سیاست‌های عمومی و اختصاصی در این زمینه را بنا نهاده است.در واقع می‌توان گفت در صورتی که جامعهٔ جهانی در فضای صلح، با یک زبان مشترک اخلاقی، گفتگو و مباحثه کنند، این زبان مشترک اخلاقی، در واقع، حقوق بشر نامیده می‌شود. با این وجود هنوز امروزه دکترین حقوق بشر، نظریه‌هایشان را در این مورد با شک و تردید بیان می‌کنند و مباحثه آن‌ها بیشتر در زمینه محتوا، ماهیت و چگونگی توجیه حقوق بشر است. در واقع، پرسش بحث برانگیز همانا خود معنای حق یا حقوقی است که باید به رسمیت شناخته شود و این بحث در گفتمان‌های فیلسوفان همچنان ادامه دارد.

بسیاری از ایده‌های اساسی که محرک جنش حقوق بشر بود، بعد از جنگ جهانی دوم و جنایات هولوکاست گسترش و توسعه یافت، و با تصویباعلامیه جهانی حقوق بشر در پاریس توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۸ به اوج خود رسید و به رسمیت شناخته شد. در جهان باستان، مفهوم حقوق بشر به گونه‌ای که امروزه وجود دارد نبود. بلکه در جوامع باستانی به صورت مجموعه‌ای مفصل از وظایف بود، که مفاهیمی از جمله، عدالت، مشروعیت سیاسی، شکوفایی انسان که در پی دست یابی به کرامت انسانی حاصل می‌شود و یا خوب بودن، فارغ از عنوان و مفهوم حقوق بشر وجود داشت. معنی مدرن و امروزی حقوق بشر در اوایل دوره مدرن و همراه با سکولاریزاسیون اروپایی از اخلاق یهودی–مسیحی مفهومش گسترده‌تر شد و توسعه یافت. در واقع حقوق بشر از مفهوم حقوق طبیعی گرفته شده است. حقوق طبیعی، نظریه‌ای است که در آن قوه قانونگذار به گونه‌ای عینی و منطقی محدود می‌شود. مطابق این مکتب، منطق بشری، بنیادهای قانون را از طبیعت الهام می‌گیرد، و از طریق قانون طبیعت، ضمانت اجرایی به دست می‌آورد و در واقع بخشی از سنت حقوق طبیعی قرون وسطایی به شمار می‌رود که در دورهٔ روشنگری توسط فیلسوفانی چون جان لاک، فرانسیس هاچسون، ژان ژاک بورلاماکی و غیره تا حدود زیادی مفهوم مدرن پیدا کرد، و در گفتمان سیاسی وانقلاب آمریکا و انقلاب فرانسه هرچه بیشتر توجه جامعه جهانی را به خود جلب کرد. لذا و بر این اساس، نظریه مدرن حقوق بشر، در طول نیمه دوم قرن بیستم، پدید آمده است. و در این دوره فعالیت‌های اجتماعی و گفتمان‌های سیاسی در رأس دستور کار بسیاری از ملل جهان قرار گرفت. بر اساس مقدمه اعلامیه جهانی حقوق بشر:

از آنجایی‌که به رسمیت شناختن منزلت ذاتی و حقوق یکسان و انتقال‌ناپذیر همه اعضای خانواده بشری اساس آزادی، عدالت و صلح در جهان است…

women’s rights conference


This is an actual picture of a women’s rights conference in Saudi Arabia, with no woman allowed to attend.

این تصویر مربوط به کنفرانسِ ‫‏حقوق‌زنان‬ در کشور عربستان سعودی‌ست که بدونِ حضور حتا یک زن در این نشست انجام می‌شود …!

111 (2)

Humanity


Humanity can be defined as quality of being human; the peculiar nature of man, by which he is distinguished from other beings. Being human does not mean that an individual possesses humanity.

If you want to understand the quality of humanity in an individual take note of what he does for people who give noting back in return to the favour they have offered.

Humanity means caring for and helping others whenever and wherever possible. Humanity means helping others at times when they need that help the most, humanity means forgetting your selfish interests at times when others need your help.

Humanity means extending unconditional love to each and every living being on Earth. A perfect example of humanity can be demonstrated by the following story.

A king with a kind heart once saw a pigeon and an Eagle fighting. He possessed the ability of communicating with the birds and animals. The pigeon asked the king to save him from the eagle. The king told the eagle that he is ready to pay any price in return for saving the pigeon. The eagle asks the king to give him the equal amount of flesh to the weight of the flesh of the pigeon. Agreeing to the Eagle’s condition, the king starts chopping off his own flesh equal to the flesh of the pigeon. After donating a little bit of his flesh, he still finds the pigeon heavier. Finally he surrenders the whole of himself to the Eagle to eat. That is the moment when both the Eagle and the pigeon turn into angels who appeared on the earth to test the extent of the king’s humanity. The king is now rewarded with the most precious rewards and heaven after life for his deed of humanity.

This story can be understood as an exaggerated statement so that individuals understand the importance of humanity in their day to day lives. It is important to understand one important fact; an individual’s life is successful not by the number of degrees he or she attains but by the degree of humanitarian activities that individual is into on a day to day basis.

Serving the poor and the disabled is one of the greatest humanitarian help an individual can provide in his or her lifetime. It is essential to understand the fact that we are extremely lucky to have everything we desire at any point of the time we need. Serving the needy means that you yourself think that you have more than enough resources to your disposal.

People who always crib that they do not have sufficient facilities available despite having everything can never provide humanitarian services because if one has the mind set of not being self- sufficient, how can he or she help someone else. One is always remembered for his or her good deeds and it is essential to understand that there is no better deed than providing services for humanitarian causes.

If eating and having fun is only what we are born to do then we should keep one thing in mind; even animals can do such activity; if God has made us humans there has to be some reason behind it.

Only human beings can understand the importance of humanity and it is humanity as a result of intelligence which actually gives the core essence to human existence. You will not need a hefty bank account to contribute towards humanitarian activities. Paying your domestic help fairly is also humanity. You are willing to pay thousands of bucks for your medical check- up but when it comes to paying your employee; you want to save every penny.

Humanitarian activities should never be performed in order to achieve fame or to gain a status symbol. You can easily achieve fame by the work you do. Lifting the heavy bag of an old woman is humanity, helping a disabled to cross the road is humanity, helping your mom in doing work is humanity; in fact helping anyone who is in need is humanity.

As soon as we understand the importance of humanity in day to day life, the purpose for which we are on Earth is automatically fulfilled.

Humanity

آی آقا، سفره خالی می‌خری؟


یاد دارم یک غروب سرد سرد                          می‌گذشت از کوچه‌مان یک دوره گرد
دوره گردم دار قالی می‌خرم                             دسته دوم، جنس عالی می‌خرم
گر نداری کوزه خالی می‌خرم                            کاسه و ظرف سفالی می‌خرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست                       عاقبت آهی زد و بغضش شکست
اول سال است و نان در خانه نیست                   ای خدا شکرت، ولی این زندگی است؟
سوختم، دیدم که بابا پیر بود                                خواهر کوچکترم دلگیر بود
بوی نان تازه هوش از ما ربود                                اتفاقا مادرم هم روزه بود
خم شده آن قامت افراشته                               دست خوش رنگش ترک برداشته
مشکل ما درد نان تنها نبود                                شاید آن لحظه خدا با ما نبود
باز آواز درشت دوره‌گرد                                    پرده اندیشه‌ام را پاره کرد
دوره گردم دار قالی می‌خرم                                دسته دوم جنس عالی می‌خرم
خواهرم بی روسری بیرون دوید                            آی آقا، سفره خالی می‌خری؟

انسانها به دور خویش میگردند


                               poor5

                              درمکه که رفتم، خیال میکردم دیگر تمام گناهانم پاک شده است

غافل از اینکه تمام گناهانم گناه نبوده و تمام درستهایم به      

نظرم خطا انگاشته و نوشته شده بود…درمکه دیدم خدا چند سالیست

که از شهر مکه رفته و انسانها به دور خویش میگردند

در مکه دیدم هیچ انسانی به فکر فقیر دوره گرد نیست…

دوست دارد زود به خدا برسد و گناهان خویش را بزداید…

غافل از اینکه آن دوره گرد خود خدا بود.

درمکه دیدم خدا نیست و چقدر باید دوباره راه طولانی

را طی کنم  تا به خانه خویش برگردم…

و درهمان نماز ساده خویش تصور خدارا

در کمک به مردم جستجو کنم …

آری شاد کردن دل مردم همانا

برتر از رفتن به مکه ایست که خدایی در آن نیست.